حرف چشمات..
حرف چشمات
نمیدونی وقتی چشمات پرخوابه
بچه رنگه ،بچه حاله
-مثل ۱جام شرابه
نمیدونی چه عمیقه،چه سخنگو
مثل اشعار مسیحائی حافظ
-۱ کتابه
نمی دونی که چه رنگه،چه قشنگه.
رنگ آفتاب بهاره،مثل۱ جام بلوره،
شایدم چشمه ی نوره
-زر نابه
نمی دونی که دل من،
توی او ن چشمای شوخت،
روی اون برکه آروم
۱ حبابه
نمی دونی،وبه جز من،دگری هم نمی دونه،
که ۱ دنیا توی اون چشم سیاهه
هرکی گفته،هرکی میگه،همه حرفه،تورو می خواد بفریبه.
جز دل من که پر از عشق وجنونه،حرف اون چشم سیارو-
دل دیگه نمی دونه چشم دیگه نمی خونه...........

تنهــــایی را دوســت دارم ...