بغض

بغض
چی بگم ازکجابگم دردموباکیابگم؟
بهتره که دم نزنم حرفی ازعشقم نزنم
ازعشقی که گم شدورفت عاشق مردم شدورفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته توگلوم وقتی نشستی روبه روم
من ازخودم چرابگم می خوام ازاون چشابگم
خیره توچشم مست تو دست میدم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست وخرابم می کنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بذارچشات دل ببره این جوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن چشمای سرسپرده مو
میشه فراموش کنم خاطره های مرده مو.....
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 17:42 توسط ruby red
|
تنهــــایی را دوســت دارم ...