رشته زندگي

ازمن اى هستى من دور مشو مى من، مستى من ، دور مشو
رشته عمر منى، جان منى عشق من، دين من ، ايمان منى
تار وپود دل بيمار، تويى خواب و بيدارى و پندار تويى
نقش بستى بوجودم با خون كى روى از دل رسوا بيرون
دل بريدم ز همه خلق جهان بتو پيوسته ام اى مايه جان
دل تو از چه حقيقت بين نيست بخدا رسم محبت اين نيست
« گرچه همچون خم مى در جوشم» « خون دل ميخورم و خاموشم»
تو منى ،من توأم اى مايه ى ناز ما و من نيست بدرگاه نياز
نور خورشيدى و من اشك شبم تا بتابى بتنم ، جان به لبم
نيستى ، ليك به همراه منى قطره اشك منى ، آه منى
من درين عشق ،صفا ميبينم در دلم نور خدا ميبينم
پس مرا يكه و تنها مگذار مست و افتاده از پا مگذار
رشته مهر تو شد زنجيرم گر جدا از تو شوم ، ميميرم
«تقديم به كسى كه دوباره شعله هاى
عشقو در وجودم افروخته كرد»
تنهــــایی را دوســت دارم ...